تعبیر خواب قیف | تعبیرستان
قیففهرست تعبیر خواب - حرف قفهرست تعبیر خواب - حرف ق
×
بستن

تعبیر خواب قیف

پس از مطالعۀ مطالب زیر اگر تعبیرخواب خودت را متوجه نشدی از من بپرس!
ابن سیرین می‌گوید: تعبیر قیف، غلام یا «کنیزک» می‌باشد.
اگر ببینی قیف‌های بسیاری داری، یـعـنـی غلام یا کنیزک به دست می‌آوری.
اگر ببینی قیف خود را از دست داده‌ای، یـعـنـی غلام یا کنیزک از تو جدا می‌شود.


تعبیرهای مرتبط با موضوع اصلی:
نفت  -  آب  -  ظرف نگهداری   

سوال های مهم

چه خوابی دیدی؟

میتونی خیلی راحت خوابتو ارسال کنی تا (مدیر سایت) که تا حالا بیش از ده هزار خواب رو تعبیر کرده، خواب تو رو تعبیر کنه.
پیام عضو تعبیرستان:
پرناز112288
(21 ساعت پیش) 07:20:39
خواب دیدم توخونمون با چند تا از دوستام هستیم یک قاتل زنجیره ای میاد که میخواد مارو بکشه بعد من فرار کردم که به پلیس بگم که آخرم رسیدن به کلانتری پلیس نزدیک خونمون ( من کلانتری نزدیک خونمون بلدم ) خلاصه رسیدم به کلانتری نزدیک خونمون به ماموران گفتم اونم وقتی داشتم دو میزدم نیومد دنبالم خیلی ترسیده بودم. - بعدش دستگیرش کردن. - - بعدداخل همین خوابی که میدم - - خیلی فقیر شدیم وضع مالیتون بده - - ادامه پیام ...
1 پاسخ
 
پیام عضو تعبیرستان:
لیلیرز
06:13 - 1400/10/26
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی، من پریشب یعنی صبح شنبه ، خواب دیدم با خانومم رفتیم پیاده روی جایی مثل تپه و دشت بود که‌ یک‌ تعداد زیادی پلنگ و ببر دیدیم، و من با بی خیالی ونترس رفتم جلو و شروع به غذا دادن و‌نوازش کردن اونها شدم ، رفتار اونها هم با من خیلی دوستانه بود ولی همسرم که حسابی ترسیده بود میگفت چطور با اینها دوست شدی و کاری به کارت ندارن، ممنون میشم اگر تعبیر بفرمایید. ادامه پیام ...
1 پاسخ
 
پیام عضو تعبیرستان:
rashti
08:58 - 1400/10/25
سلام علیکم وقتتون بخیر.خواب دیدم یکی از اقوام ازدواج کرده و شوهرش شبیه کسیه که اومده خواستگاری من منم گفتم تا من یقین نکنم این اون نیست ازدواج نمیکنم بعد فهمیدم اشتباه کردم واقعا اون نبود. ادامه پیام ...
1 پاسخ
 
پیام عضو تعبیرستان:
سارا99
07:03 - 1400/10/25
سلام وقت بخیر .. من معمولا شبا با خدا صحبت میکنم و امشب از خدا خواستم که هر خوابی دیدم ی نشونه از سمت او بدونم و دنبال تعبیرش باشم .. خواب دیدم که شب است و چراغ ها خاموشند .. من با مانتو و مقنعه در حالی که دارم به موزیک ملایم گوش میدم جلوی آینه ایستادم که ناگهان متوجه ی دست سیاه در آینه شدم که به سمت من دراز شده بود سرمو برگردوندم ولی هیچ چیزی کنارم نبود ترسیدم و شروع کردم خواندن ذکر یا صلوات نم ادامه پیام ...
1 پاسخ
 
پیام عضو تعبیرستان:
میناابری
04:44 - 1400/10/25
توخواب دیدم مهمانی بزرگی هست. و اربابی مهمانی بزرگی داره. میزهای غذا چیده شده من میرم و سهم خودم و برمی دارم. کمی که میخورم کسی من و برای کار صدا میزنه و بعداز اتمام کار غذام و پیدا نمی کنم .مادرم میگه برو با ز بکش باز که غذا برمی دارم. مرغ بود و دسر شیرین رنگی بود.اینار عمه ام میگه باید امتحان بدی رفتم امتحان و نوشتم و برگشتم باز غذام گم‌شد . وقتی میگردم میبینم پدربزرگ و مادربزرگ فوت شدم غذاهام ادامه پیام ...
1 پاسخ
 
تعداد خوابهای ارسالی: 11973