رکاب بزن خواهرم! | تعبیرستان
رکاب بزن خواهرم!ورزشیدانستنیها
×
بستن

رکاب بزن خواهرم!

در وجود هر آدمی تمایلاتی وجود دارد که جنسیت و مذهب در آن تعیین کننده نیست. می توان از ورزش به عنوان یکی از این تمایلات عمومی نام برد. اولین بار فائزه هاشمی بحث دوچرخه سواری زنان را در جامعه مطرح کرد که مخالفت های زیادی با این مقوله شد اما در همان زمان یعنی در سال 1374 با افتتاح پیست دوچرخه سواری چیتگر شرایطی فراهم آمد که زنان بتوانند دور از چشم کنجکاو مردان در محیط های محصور به دوچرخه سواری بپردازند.
من هم یکی از دوچرخه سواران پرو پا قرص این پیست شدم. خاطرم هست که به مرور زمان، به خاطر فضای کم و البته شیب و پیچ های خطرناک، پیست بانوان برای مدت کوتاهی بسته شد و اینجا بود که اِلِمان های شهرسازی ناخواسته به خدمت ارتقاء فرهنگ دوچرخه سواری در آمد و در فاصله تعمیر این پیست، دوچرخه سواری زنان به فضای مردانه از جمله پیست های سرعت و استقامت کشیده شد.
با شکستن محدوده تعیین شده، هم دوچرخه سواری شیرین تر شد و هم چشم مردان به این مانور حرکتی زنان عادت کرد. حالا یکی از بزرگترین پیست های دوچرخه سواری خاورمیانه در حوالی چیتگر قرار دارد. در اینجا دوچرخه سواری زنان هم مانند مردان به یک تحرک ترافیکی و رفتار شهروندی عادی تبدیل شده است.
علی رغم تمام مقاومت هایی که در خصوص دوچرخه سواری بانوان صورت گرفت، این ورزش مفرح به سرعت درمنطقه غرب و شمال غربی تهران ریشه دار شد. دیگر حتی دوچرخه سواری زنانِ چادر به سر هم در چشم شهروندان، غیر عادی و مضحک به نظر نمی رسد.
با دقت و وسواس تمام چادر را دور خودش پیچید و کیفش را دست همسرش داد. با اینکه برایش دشوار بود که هم چادرش را جمع و جور کند و هم دوچرخه را هدایت، اما با تمام تمرکز سعی کرد و در نهایت سوارشد. مرد کنارش ایستاد تا زن جوانش سوار دوچرخه شود. همین زمان کوتاه، کافی بود تا من دوربینم را برای عکاسی آماده کنم. حوالی ظهر است و محوطه ایستگاه متروی چیتگر که آغاز پیست بزرگ دوچرخه سواری شهریست، خلوت تر از همیشه است. همین محیط دنج، او را ترغیب کرد که دور از نگاه سنگین مردم، سوار دوچرخه شود و خود را به لحظات لذت بخش با وزش باد ملایم غربی بسپارد.
"کیفت رو بده من دستات آزاد باشه. دقت کن نیافتی. چادرت لای زنجیر چرخ گیر نکنه وگرنه با مغز می خوری زمین. حالا نمی شه کوتاه بیایی؟..."
مرد این عبارات را با لحنی دلسوزانه و کمی تا مقداری غرو لند کنان می گفت تا شاید همسرش از ادامه راه منصرف شود. نگفت چادرت را کناری بگذار. زن اما برای رکاب زدن اصرار داشت. هنوز چرخ دور اول زده نشده بود که چادر از زیر بغل زن رها شد. با هزار زحمت اما در حرکتی سریع و ماهرانه با یک دست دوباره آن را جمع کرد. مرد سوار دوچرخه خودش شد و کیف دستی زن را هم به دست گرفت. چرخ جلوی دوچرخه تا کمی سرعت می گرفت، به چپ و راست ادامه مطلب...

تاریخ ارسال: 1390/01/11


نظر شما چیست؟

کد امنیتی شکل بالا در کادر زیر درج شود

برای مشاهده و استفاده از فرم می بایست جاوااسکریپت بر روی مرورگر شما فعال باشد.

 
مادر همۀ داروها چیست؟؟ (دکتر میرغضنفری)
اشخاصی که در کلیپها مشاهده می کنید تعبیرگر خواب نیستند