تعبیر خواب آفتاب | تعبیرستان
آفتابفهرست تعبیر خواب - حرف آفهرست تعبیر خواب - حرف آ
×
بستن

تعبیر خواب آفتاب

پس از مطالعۀ مطالب زیر اگر تعبیرخواب خودت را متوجه نشدی از من بپرس!

فهرست این تعبیر:   تعبیر کلی   گرفتن آفتاب   طلوع و غروب   تیرگی و پوشیدگی آفتاب (کسوف و...)   سایر موارد

  تعبیر کلی

حضرت دانیال (ع) می‌فرمایند: تعبیر آفتاب، «پادشاه» یا «خلیفه» بزرگ می‌باشد،‌‌‌‌‌ ابن سیرین نیز می‌گوید: تعبیرش پادشاهی بزرگ می‌باشد، ‌‌‌‌‌ جابر نیز می‌گوید: تعبیرش پدر می‌باشد.

  گرفتن آفتاب

حضرت دانیال (ع) می‌فرمایند: اگر ببینی آفتاب را از آسمان گرفتی یا آن را تصرف کردی و صاحب آن شده‌ای، یـعـنـی مقام و بزرگی و پادشاهی به دست می‌آوری یا دوست و نزدیک پادشاه خواهی شد.
اگر ببینی آفتابی را که نور و روشنایی ندارد و تیره و تار هم نمی‌باشد را به دست آورده‌ای (منتها نه از آسمان)، یـعـنـی از غم و اندوه نجات پیدا می‌کنی.
جابر مغربی می‌گوید: اگر ببینی آفتاب یا ماه و یا همۀ ستاره‌ها در یک جا جمع شده‌اند و تو هم همۀ آن‌ها و همچنین نورشان را گرفته‌ای، یـعـنـی پادشاه کل جهان می‌شوی و همه پادشاهان جهان فرمانبردار و مطیع تو خواهند شد.
اگر آفتاب و ماه و ستاره‌ها را که تیره و سیاه می‌باشند را گرفته‌ای، یـعـنـی هلاک و نابود می‌شوی (مخصوصاً اگر انسان ظالم و ستمگری هستی).

  طلوع و غروب

تعبیرگری می‌گوید: تعبیر طلوع آفتاب، برآورده شدن حاجت و خواسته می‌باشد، ‌‌‌‌‌ولی تعبیر غروب آفتاب، بر خلاف طلوع آن است.
جابر مغربی می‌گوید: اگر ببینی آفتاب صاف و روشنی طلوع کرده و بر خانه‌ات تابیده است، یـعـنـی با زنی از بستگانت ازدواج می‌کنی.
تعبیر مرتبط :  صبح   

  تیرگی و پوشیدگی آفتاب (کسوف و...)

امام صادق (ع) می‌فرمایند: اگر ببینی در جائی آفتاب سیاه گشته و خورشید گرفتگی شده است، یـعـنـی در آنجا فتنه بوجود می‌آید (دفع بلا و گرفتاری).
جابر مغربی می‌گوید: اگر ببینی ابر یا چیز دیگری آفتاب را پوشانده است، یـعـنـی حال و روز پادشاه بد و دگرگون و منقلب می‌شود، مخصوصاً اینکه ببینی آفتاب کسوف کرده و سیاه شده است. ابراهیم کرمانی می‌گوید: اگر ببینی ابر، آفتاب و ستاره‌ها را پوشانده است، یـعـنـی پادشاه و لشکرش از دشمن شکست خورده و فرار می‌کنند.
اگر ببینی آفتاب و زمین نور و روشنایی ندارند، یـعـنـی پادشاه آنجا برکنار شده و از سلطنت بی‌بهره می‌شود.
حضرت دانیال (ع) می‌فرمایند: اگر ببینی آفتاب تیره و تاریک است و در جای خودش قرار ندارد، یـعـنـی پادشاه به کارهای تو محتاج می‌شود.
ابراهیم کرمانی می‌گوید: اگر ببینی بین آفتاب نقطۀ سیاهی قرار دارد، یـعـنـی پادشاه از جهت سلطنتش دچار نگرانی می‌شود.
اگر ببینی در حالی که آفتاب در دست تو می‌باشد سیاه شده است، یـعـنـی پادشاه دچار غم و ناراحتی خواهد شد بطوریکه از آن ناراحتی به تو هم می‌رسد.
حضرت دانیال (ع) می‌فرمایند: اگر ببینی نور و روشنایی آفتاب را گرفته‌ای، یـعـنـی سلطنت را از پادشاه بزرگ می‌گیری.
جابر مغربی می‌گوید: اگر ببینی آفتاب از تیرگی، روشن شده است، یـعـنـی پادشاه بیمار می‌شود ولی زود بهبود پیدا می‌کند.
تعبیرهای مرتبط :  روشنائی و تاریکی  -  تاریکی ابر   

  سایر موارد

جابر مغربی می‌گوید: اگر ببینی طناب یا رشته‌ای که از خورشید آویزان شده است را با چنگ و دست گرفته‌ای، یـعـنـی از پادشاه به تو قوت و یاری می‌رسد ‌‌‌‌‌ و اگر ببینی آن طناب پاره شد و افتادی، یـعـنـی بزرگی و منزلت و احترام تو از بین می‌رود.
اسماعیل بن اشعث می‌گوید: اگر کسی ببیند بروی فلک نشسته است و رو به آفتاب کرده، ولی بعداً از آن بروبرگردان شده است، یـعـنـی در ابتدا کافر است و مسلمان می‌شود، ولی سرانجام دوباره کافر خواهد شد.
اگر ببینی آفتاب با تو حرف می‌زند، یـعـنـی پادشاه به تو جاه و مقام و بزرگی می‌دهد.
جابر مغربی می‌گوید: اگر ببینی در اسطرلاب به آفتاب نگاه می‌کنی، یـعـنـی برای پادشاه یا امرا و بزرگان پادشاه کار می‌کنی و از آن‌ها خیر و منفعت به تو می‌رسد.
حضرت دانیال (ع) می‌فرمایند: اگر ببینی خودت آفتاب شده‌ای، یـعـنـی به اندازه روشنایی آفتابی که به آن تبدیل شده‌ای، پادشاه می‌شوی، ولی اگر اهل پادشاهی نباشی، به اندازه ظرفیت و اندازه و توانایی خودت به بزرگی و مقام و منزلت و شکوه می‌رسی، ‌‌‌‌‌ ابن سیرین نیز می‌گوید: یـعـنـی پادشاه می‌شوی. حضرت دانیال (ع) می‌فرمایند: اگر ببینی در محل و جایگاه آفتاب یا ماه قرار گرفته‌ای، یـعـنـی پادشاه می‌شوی و مملکت را اداره خواهی کرد.
ابراهیم کرمانی می‌گوید: اگر ببینی آفتاب را پرستیده‌ای، یـعـنـی نزدیک و مقرب پادشاهی بزرگ می‌شوی، امام صادق (ع) نیز می‌فرمایند: اگر ببینی بر آفتاب سجده کرده‌ای، یـعـنـی پادشاه تو را مورد لطف قرار داده و به خودش نزدیک کرده و پیشرفت خواهی کرد و حاکم و امیر آنجا عدل و انصاف می‌کند، امام صادق (ع) می‌فرمایند: ولی اگر ببینی شعاع و نور آفتاب را سجده می‌کنی، تعبیرش برخلاف حالت قبلی می‌باشد.
حضرت دانیال (ع) می‌فرمایند: اگر ببینی با آفتاب جنگ می‌کنی، یـعـنـی پادشاه با تو جنگ و دشمنی می‌کند. ابراهیم کرمانی می‌گوید: اگر ببینی دو آفتاب با هم جنگ و دشمنی می‌کنند، یـعـنـی دو پادشاه با هم جنگ و دشمنی می‌کنند.
اسماعیل بن اشعث می‌گوید: اگر ببینی آفتاب لرزیده است، یـعـنـی پادشاه آن سرزمین از جایی که فکرش را نمی‌کند کمی دچار رنج می‌شود، ابن سیرین نیز می‌گوید: تعبیرش این است که پادشاه آن سرزمین دچار ضرر و زیان می‌شود.
ابراهیم کرمانی می‌گوید: اگر ببینی آفتاب در سوراخی فرو رفت و ناپدید شد، یـعـنـی پادشاه از دنیا خواهد رفت و عموم مردم دچار غم و اندوه می‌شوند.
امام صادق (ع) می‌فرمایند: تعبیرهای آفتاب عبارتند از: 1- خلیفه 2- پادشاه بزرگ 3- رئیس 4- مسئول امور توشه و کالا 5- عدل پادشاه 6- منفعت عموم مردم تحت فرمان پادشاه 7- مرد را زن و زن را شوهر 8- کار خوب و روشن (تعبیرهای مختلف).



تعبیرهای مرتبط با موضوع اصلی:
صبح  -  سایه  -  مشرق  -  مغرب  -  اسطرلاب  -  تابستان   

سوالات مهم

چه خوابی دیدی؟

میتونی خیلی راحت خوابتو ارسال کنی تا (مدیر سایت) که تا حالا بیش از ده هزار خواب رو تعبیر کرده، خواب تو رو تعبیر کنه.
پیام عضو تعبیرستان:
عا_طی
سلام، من خواب دیدم داشتم میرفتم خونه داییم که وسط راه صدای پرنده شکاری میومد بعد به آسمون نگاه کردم دیدم پرنده بازه، بعد انگار قصد داشت منو شکار کنه،چند بارهم حمله کرد و بهم نوک زد اما بعدش نمیدونم چطور شد که دیگه تو خونه داییم بودم اونم بود، دستم رو چنگ زد، بعدش یه گربه خونه داییم بود برای اینکه باز به ما آسیب نرسونه گذاشتیمش پیش گربه که باز مثل مار پنتون گربه رو درسته قورت داد، بعدش قصد داشتیم ن ادامه پیام ...
1 پاسخ
 
پیام عضو تعبیرستان:
حمصانه
سلام،من ساعت ٥صبح خواب ديدم تو يه جمعي نشستم خيليي ناراحت بودم،حالا جمع رو يادم نيست انگار دانشجو بودن يه خارجي(عرب) هم توش بود،بعد يه زن فقير اومد گفت بهم كمك كنيد منم داشتم پولا تو كيفممو جمع ميكردم بدم بش ك زياد پول نداشتم اما بيشترشو برداشتم دادم بش،بعد يه ٥٠٠از دستش افتاد برداشتم از رو زنين اونم بهش دادم،زنه در حقم يه دعاي خيري كرد دعاشو يادم نيستت من تو دلم گفتمم يعني دعاش ميگيره در حقم. ادامه پیام ...
1 پاسخ
 
پیام عضو تعبیرستان:
rashti
سلام علیکم وقتتون بخیر.خواب دیدم یه جایی زندگی میکنم که مقداری کوچک بود بعد نمیدونم چطوری بود که من میتونستم یه قسمت دیگه خونه برم که بزرگتر بود.به بقیه هم میگفتم من برم قسمت خانه که محل بزرگتری هست.ظاهرا یک قسمت خونه دست کس دیگه ای بود اونها رفتند و کل خونه مال ما شد و من برنامه میریختم برم جای وسیعتر. ادامه پیام ...
1 پاسخ
 
پیام عضو تعبیرستان:
هدانا
سلام. وقتتون بخیر، دیشب خواب دیدم با شلوارک تو خیابون هستم و لحظه ای به ذهنم اومد که چرا اینجوری اومدم تو خیابون و زشته، یه جورایی خجالت میکشیدم با این وضعیت دوباره این مسیر رو طی کنم تا برسم به خونه. ادامه پیام ...
1 پاسخ
 
پیام عضو تعبیرستان:
سارایی
سلام روزتون بخیر.من در خواب دیدم که با خانواده خودمون و چندتا فامیل دور(زن و بچه های برادرشوهرعمه م) توی یه خونه هستیم اول و یه پسرنوجوانی اومد که ظاهرا پسراون خانواده بود ولی چون سالها ندیده بودیمشون نمیشناختیمش و شده بود چالش که اگر گفتین کی هست؟در واقعیت هم اون خانواده پسری جز محمد که نشسته بود و میدیدمش ندارن ولی خب تو خواب حواسمون نبود وداشتیم میگفتیم پسر بزرگترته.بعد رفتیم تو باغ سرسبزی که ادامه پیام ...
1 پاسخ
 
تعداد خوابهای ارسالی: 11703