استرپتوکیناز با استبداد و دیکتاتوری پدرمآبانه | تعبیرستان
استرپتوکیناز با استبداد و دیکتاتوری پدرمآبانهپزشکی و بهداشتدانستنیها
×
بستن

استرپتوکیناز با استبداد و دیکتاتوری پدرمآبانه

باید اعتراف کنم وقتی ازش شرح حال گرفتم، خوشحال شدم. ساعت یازده شب بود. من کشیک سی سی یو بودم و از قضا این آخرین تخت خالی بود که پر
استرپتوکیناز با استبداد و دیکتاتوری پدرمآبانه شده بود و این یعنی تا صبح دیگه مریضی برات بستری نمی شه و می شه خوابید، به خصوص که بقیه مریضا حال شون خوب بود و این آخری هم یک شرح حال بسیار آتیپیک داشت: «خانم دکتر، سه روز پیش شام کله پاچه خوردم، همین طوری گرفت. نفخ کردم، از الان هم بدتر! داشتم می مردم که گلاب به روتون بالا آوردم. خوب شد. امروز صبح دوباره رفتم کله پاچه خوردم، روشم یه لیوان جاتون خالی شربت سر کشیدم. معدم سنگین شد (و اپی گاسترشو نشون داد.) هر کار کردم بالا بیارم، نشد که اومدم اینجا تو اورژانس یه شربت دادند، خوردم خیلی بهتر شدم. یه آمپولم زدند که خوب خوب شدم. الانم درد ندارم. نمی دونم چرا بستریم کردند. هرچی هست سر دلمه! می دونی دخترم، من چربی ام بالاست، نباید کله پاچه بخورم.»...
اینترنمون زیر لب غر زد که نیگا کن تو رو خدا چه chest pain ای بستری کردند! بهش گفتم: «ناشکری نکن پسر جان، چیه؟ ساعت سه صبح یه Acute MI بستری می کردند، خوب بود؟!» و ته دلم برای اولین بار خدا رو شکر کردم که این همکارای طب اورژانس اون پایین اختراع شدند که یه همچین موردایی رو تو سی سی یو بخوابونن.
▪ ساعت دو نصف شب
خلاصه همین طوری پرونده رو برای دیدن ECG و آنزیم های قلبی ورق می زدم که چشمم به برگه بستری اش افتاد که مهر یکی از بچه های خوب و دقیق خودمونو خورده بود. این شد که یک کم بیشتر دقیق شدم، مریض ازصبح بستری بود. اول آنتی اسید گرفته بود و جواب داده بود اما تو نوارش یه ST depression در حد نیم خونه با یه T های همچین flat داشت. آنزیم دو بار چک کرده بودند و منفی بود. نواراش هم نسبت به هم تغییر نداشتند، اما خلاصه با توجه به ریسک فاکتور جنس و هیپرلیپیدمی و مهم تر از همه، تغییرات نواری بستری اش کرده بودند.خلاصه اوردرشو گذاشتم و رفتم خوابیدم. ساعت دو نصفه شب از سی سی یو زنگ زدند که خانم دکتر این مریضه دوباره دلش درد می کنه، داره به خودش می پیچه و هر از چندی هم PVC بای ژمینه می زنه!
وقتی پامو گذاشتم تو سی سی یو، پرستار گفت دیگه PVC نمی زنه، اما مریض حسابی درد داشت. خیس عرق شده بود و تو صورتش وحشت موج می زد. موندم بالاسرش.. تی ان جی رو زیادتر کردیم و مورفین بهش زدیم که یهو دیدم انگار T ها تو مونیتور دارن tall می شن. ..یه ای کی جی دیگه. ...بله ST elevation اونم پنج خونه! تو لیدای پره کوردیال.هپارین را قطع کردم. دستورآماده کردنS.K توی میکروست را دادم.
▪ اجازه نصف شبی
البته خوب به این راحتی هام نیست، ارشد باید اطلاع داشته باشه. با بدبختی پیداش کردم. گفت به آنکال خبر بده، گفتم: «آخه نصفه شبه.» با خجالت زنگ زدم و اجازه گرفتم.
گوشی رو گذاشتم. از زمان تشکیل ST elevation ده دقیقه هم نگذشته بود. یه نوار دیگه هم گرفتیم که مطمئن شیم این تغیییرات به مورفین و تی ان جی جواب نداده. خیلی جالب بود، داشتم رکورد بهترین مراکز رو در تزریق سریع ترومبولیتیک می زدم. مگه چند نفر این قدر شانس دارن که یه همچین تظاهر آتیپیکی ازشون شکار بشه و یکی حواسش جمع باشه و بستری شون کنه و بعدم زیر دست یه رزیدنت قلب MI کنن و کنتراندیکاسیون SK هم نداشته باشن؟! پس حق داشتم که لبخند رضایتی بزنم و فاتحانه بگویم:«خوب SK رو شروع کنید.»
- فقط باید رضایت تزریق SK بگیریم.
براش توضیح دادم که این دارو ممکنه موجب خون ریزی بشه، اما برای باز کردن رگشون لازمه. اول گفت هر چی شما بگین، اما وقتی پای نوشتن و امضا کردن به میان آمد، نه خانمش و نه خودش راضی نبودند. «من چیزی رو امضا نمی کنم. فرداش خون ریزی کنه و بمیره جواب بچه هاشو چی بدم؟». خودشم بدتر حسابی ترسیده بود: «اگه خون ریزی کنم چی؟ اون که خیلی بدتره! من فقط معدم نفخ کرده، نمیشه حالا به جای این دارو عملش کنید؟» یک ساعتی باهاشون سر و کله زدیم، طوری آمار و ارقامو احتمالاتو براش گفتم که بفهمه نفعش بهتر از ضررشه اما نمی شد، خون ریزی از نظرش خیلی کلمه سهمگینی اومده بود. باز فکر کردم یه جور دیگه وارد عمل بشم. به خانمش گفتم خوب باشه پس امضا کن. با وجود توصیه ما حاضر نشدی داروی شوهرتو بهش بزنیم. اینجا یه کم فکر کرد «من باید با داداشم مشورت کنم».
▪ یک ساعت بعد
داداشم گفته کاری نکنید تا من بیام. .. نیم ساعت بعد... الان میاد صبر کنید..یک ساعت بعد: «بذارید می خواد پسرشو ببینه».
همین قدر بگم ساعت شش صبح رضایت SK کسب شد و تازه فیلم به همین جا ختم نشد. همین که دارو رو شروع کردیم، بیمار که دردش تا اون موقع با مورفین آرومتر شده بود، شروع کرد به جیغ زدن :«حالم بده، دارم خفه میشم» و هی سرفه پشت هم و عق زدن: «دارم گر می گیرم، وای خفه شدم»
سر آخر من بلند گفتم ولش کنید. دارو رو قطع کنید، اما با اشاره به پرستار فهماندم که میکروست هپارین رو که قطع بود، بردارد (که اینکارم احتمالا یه جرم محسوب می شه) و بعد از اون مریض آروم شد و خوابید. البته ۹۰ دقیقه بعد یه نوار گرفتیم که دیگه هیچی R نداشت و تمام Q، در پره کوردیال ها تشکیل داده بود. هنوزم گاهی به خودم می گم شاید اگر فقط یه ادبیات دیگه به کار برده بودم، همان اول رضایت می داد و پروگنوزش فرق می کرد. فکر می کنم این مشکل بزرگیه که دامن گیر سیستم پزشکی شده است.
من با آگاهی از اینکه ممکنه عقب افتاده به نظر بیام، این سناریو رو نوشتم تا بگم به نظر من فضای کاری اطبا در پنجاه سال پیش خیلی منطقی تر از الان بوده، یعنی اون سیستم مستبد و اون دیکتاتوری پدر مآبانه (به جز از نظر علمی) در باقی جهات اعم از درصد پاسخ به درمان و میزان کمپلیانس و حتی رضایت بیماران موفق تر عمل می کردند



دکتر کاردیو (مستعار)
هفته نامه سپید

تاریخ ارسال: 1390/01/11


نظر شما چیست؟

کد امنیتی شکل بالا در کادر زیر درج شود

برای مشاهده و استفاده از فرم می بایست جاوااسکریپت بر روی مرورگر شما فعال باشد.

 
تعبیر خواب
تعبیر با تقویم
روایتی از قول امام جعفر صادق (علیه السلام) هست که می‌فرمایند مثلاً اگر در روز یا شب اول ماه قمری خوابی را ببینید تعبیر ندارد و صحیح نیست، یا اگر  در دوم و سوم ماه خوابی را ببینید تعبیرش برعکس می‌شود و به همین ترتیب تمام روزهای ماه را فرموده‌اند و این روایت تا حدودی هم شایع شده و گسترش پیدا کرده است.
دقت کنید که چیز کمی نیست!... یعنی شما که دیشب خوابی را دیده‌اید با دانستن تاریخ دیشب، می‌توانید ادامه مطلب...
تعبیرها و اشتباه‌ها
همۀ ما در طول شب یا روز خواب‌هایی می‌بینیم که ممکن است درست و صادق بوده و معنایی را در خود داشته باشند یا اینکه بی‌معنا باشند.
علت خواب‌های بی‌معنا چیزهایی مثل ضعف یا پرخوری قبل از خواب و یا صدای محیط زمان خواب و یا حتی می‌تواند نتیجه تلقین شیطان باشد و فقط پیامبران و معصومین (علیهم السلام) هستند که تمام خواب‌هایشان درست و صادق بوده و حسابشان جدا است. حضرت امام صادق (علیه السلام) به مفضل که از ادامه مطلب...
تعبیر با کتاب
در این مقاله می‌خواهم در مورد این بنویسم که هر کسی می‌تواند بعضی از خواب‌ها را با کتاب تعبیر خواب، تعبیر کند. بنابراین اجازه دهید ابتدا تعریفی کلی و خلاصه از نحوۀ تعبیر خواب ارائه کنم.
خواب‌هایی که ما می‌بینیم یا می‌خواهند معنایی را به ما بفهمانند و یا خیر؛ حالا چرا بعضی از خواب‌ها می‌خواهند معنایی را بفهمانند ولی بعضی خیر؟... چون این سوال بحث دیگری است نمی‌خواهم دربارۀ آن صحبت کنم.
خود این خواب‌های بامعنا نیز اکثراً به صورت مثال ادامه مطلب...
مبارزه با فراموشی خواب
تحقیقات نشان داده است که همۀ افراد در طی خواب خودشان رویا می‌بینند (به جز در برخی بیماری‌های شدید روانی)، منتها خیلی‌ها آن‌ها را فراموش کرده و فکر می‌کنند که اصلاً رویایی ندیده‌اند. هر چند خیلی از این رویاها ممکن است جزء رویاهای بدون تعبیر باشند ولی به هر حال رویا بوده‌اند.
حال سوال این است که چطور خواب خود را فراموش نکنیم؟ چطور صحنه‌های خواب را خوب و روشن به یاد آوریم؟ برای رسیدن به این هدف راه‌های زیادی وجود ادامه مطلب...
دفع بلا با صدقه
احادیث و روایات و همچنین تجربیات بسیاری وجود دارد که خداوند متعال با صدقه قضا و قدر را تغییر می‌دهد. به عبارتی دیگر با صدقه می‌توان به خواست خدا از وقوع بلایا و حوادث جلوگیری کرد. زیرا خود خداوند قضا و قدر را معین کرده و فقط خود او می‌تواند آن را تغییر دهد (که یکی از عواملی که فرموده قضا و قدر را به خاطر آن تغییر می‌دهد همین صدقه دادن است). البته این یکی از آثار صدقه می‌باشد. ادامه مطلب...
رسیدن تعبیر به دیگری
این نکته را به خاطر داشته باشید که تعبیر خواب شما ممکن است به همان کسی که در خواب دیده‌اید نرسد و به شخص دیگری مربوط شود. در واقع تعبیر خواب شما کیلومترها با آن شخصی که در خواب دیده‌اید فاصله داشته باشد! تجربۀ خودم من از خواب‌هایم این بوده که در موارد خیلی خیلی خیلی کمی تعبیر خواب به همان افرادی رسیده که در خواب دیده‌ام (به طوریکه در اکثر موارد فقط یک درصد احتمال می دهم که تعبیر ادامه مطلب...
دفع بلا و گرفتاری
بعضی از خواب‌ها آینده را پیشگویی کرده و می‌گویند که بلا و مصیبت و گرفتاری در پیش است و یا اینکه عمل زشت یا گناهی را مرتکب خواهیم شد. اگر این خواب‌ها درست و اصطلاحاً صادقه باشند، در واقع از مقدرات الهی می‌گویند و چیزهایی که پیش‌بینی آن شده حتماً به وقوع می‌پیوندند.
ولی خداوند راه‌هایی را تعیین کرده که نگذارید آن بلایا به وقوع بپیوندند و در واقع مقدرات خدا تغییر کند. در اصل خود خدا مقدرات را بوجود آورده ادامه مطلب...
کلیپ و ویدیو
حضرت ابوالفضل رو نشناختی (استاد حسین انصاریان)
اشخاصی که در کلیپها مشاهده می کنید تعبیرگر خواب نیستند
  10 : 20  
  10 : 20