کمی شانس کمی علاقه می دهد یک کشیک خوب | تعبیرستان
کمی شانس کمی علاقه می دهد یک کشیک خوبپزشکی و بهداشتدانستنیها
×
بستن

کمی شانس کمی علاقه می دهد یک کشیک خوب

آیا زمان زیادی از فارغ التحصیلی شما می گذرد؟ کشیک های اول خود را به یاد دارید؟ گویی در کشیک دانشجویان پزشکی زمان عامل بی تاثیری است که محتوا و
کمی شانس کمی علاقه می دهد یک کشیک خوب حال و هوای کشیک ها در تمام این دوران ها ثابت مانده است. با هم سومین کشیک آرزو کشوردوست را مرور می کنیم...
آنجا که امکان نفرت هست، امکان عشق هم هست، فقط کافی است از میان این دو یکی را انتخاب کنیم.
«تیلیچ»
سومین کشیک زندگی ام ساعته بود. با حال عمومی خوب (ولی بی نهایت خوابالوو) روونه کشیک شدیم. من اصولا از ان - جی گذاشتن خیلی می ترسیدم. اگه سوسولین این تیکه رو نخونین وقتی داشتم واسه پره می خوندم، گاهی که داشتم دماغمو تمیز می کردم پیش خودم فکر می کردم آخه این ان ـ جی قراره چطوری بره تو؟! بعد یکمی دستماله رو فشار می دادم تو ببینم واقعا راهی هست یا نه! ولی همیشه خین و خین ریزی می شد! آی کیوی من بیش از آی کیوی ترب سفیده! ولی خب بچه کنجکاوه استرس هم داشتم دیگه!
در عمل چه اتفاقی افتاد؟
خدا رو شکر مریضی که براش ان-جی گذاشتم آنقدر این کار براش تکرار شده بود که خودش بهتر بلد بود باید چی کار کنه! آروم نشست و فقط یه قطره کوچولوی اشک از گوشه چشمش سرازیر شد. موجب شد کلی ترسم بریزه! در نتیجه وقتی مریض بعدی اومد و قرار شد واسش سوند بذاریم، پریدم وسط و گفتم من من من! اجازه آقا؟!
ما می ذاریم! این خانمه هم یه خانم پیر بود که دستاشو گذاشته بود رو چشماشو لام تا کام صداش در نمی آمد. منم که وارررد! به جای ژل لیدوکائین، از لوبریکنت استفاده نمودم! آخی! عذاب وجدان گرفتم! ولی واسه آقا پیر که خواستم سوند بذارم دیگه خرابکاری نکردم!
توصیه های جی . پی
توی این سه شب، با سه تا جی پی مختلف کشیک داشتیم. جالبه که اولش از هیچ کدومشون خوشم نیومد ولی آخر هر سه تا کشیک همشونو دوست داشتم!
این آقای جی .پی سومی توصیه اکید داشت که خودمون با مریضا درگیر بشیم، حتی شده غلط و غولوط، نسخه ها رو بنویسیم، با مسوولیت اون!
منم یکمی سرک کشیدم تو نسخه این و اون و دیدم خیلی هم اوضاعشون بهتر از من نیست ولی با این حال بازم از این جرأتا نداشتم که از خودم نسخه دربیارم! واسه همینم وقتی می خواستم نسخه رو بنویسم هی توی کتاب سرک می کشیدم. این شد که دیدم مریضه داره چپ و راست تو اورژانس می چرخه و نسخه رو به این اون نشون میده و سوال می کنه! نزدیک بود برم بهش بگم مرد حسابی دیدی که از رو کتابم هم چک کردم دیگه چرا شک می کنی! ولی خب شاید یه جورایی هم حق داشت! خلاصه که تو این تیکه جای بسی کار هست!
دست و پا چلفتی بازی!
آخرای ساعت کشیک من بود که یهو دیدیم صدای آه و ناله میاد. جا دارد در اینجا از همراهی هم کشیکی ای گل و گلاب چون هستی تشکر کنم که مرا در هیچ مرحله ای از کشیک به حال خویش وامگذارد و همواره همراه و مشوق اصلی من در زندگی کشیکی بود. من و هستی (اناترن داخلی!) بودیم و انترن قلب و انترن اطفال. هممونم ماه یکی!
مریضه آژیته بود، هر چی ازش می پرسیدیم فقط آه و ناله می کرد، همراهاشم گریه و زاری می کردن. خلاصه ما چهار تا کلی دست و پامونو گم کردیم، هر جای شکمشو دست می ذاشتم آه و ناله می کرد، پاهاشم جمع کرده بود، صافم نمی کرد، جواب سوالامونم که نمی داد ولی علایم حیاتیش نرمال بود. ما زنگ زدیم به جی .پی و اون همون اردری رو گذاشت که از صبح تا حالا واسه همه گذاشته بود، قرار شد اگه بهتر نشد بیاد.
ریشه های هول شدن
آقا کچل و یکی دیگه از پرستارا کلی ما رو ریشخند کردن که چطوری یه مریض با کولی بازیاش ما رو گذاشته سر کار و ما چهار تایی مون رو هم آنقدر هول کردیم. بعد که چهار تایی مون نشستیم فکرامونو ریختیم رو هم که چرا سر منج کردن یه مریض معمولی آنقدر هول شدیم، به این نتیجه رسیدیم که ما چهار تا خودمون وقتی میریم دکتر که در حال مرگ باشیم و هزار تا بدتر از یه دل درد به سرمون آمده و جیک نزدیم چه برسه به اینکه بخوایم این جوری خودمونو لوس کنیم!
عذاب وجدان ما
خلاصه که با هستی تا ۵/۶ تو اورژانس بودیم و بالاخره تصمیم گرفتیم بریم صبحانه بگیریم و یه چایی بخوریم. آقای صبحانه زاده گفت صبر کنیم یه گوشه تا برامون صبحانه بیاره و ما چایی به دست منتظر صبحانه وایساده بودیم که یه مریضی تو اورژانس کد خورد.
لب به چایی نزده، چاییمونو خالی کردیم رو زمینو دویدیم تو اورژانس. اصلا فکر نمی کردم ماساژ دادن آنقدر انرژی بخواد! حتی زورم به آمبو هم به سختی می رسید! و همونطور که چشمای آقاهه رو که امیدی به برگشتنش نبود نگاه می کردم به خودم می گفتم همش تقصیر توه آرزو! تو گفتی کاشکی تو این کشیک یه سی پی آر هم داشته باشیم!
به هر حال کشیک سوم هم تموم شد....حالا خودمونیم، کسی راهی سراغ داره که آدم بعد از کشیکاش این همه نخوابه؟!
و کسی هست که این قدر مهربون باشه که وقتی ازش می پرسم باید برای افزایش سطح سواد و بهبود کیفیت انترنی و ارتقای رضایت اتاند (اگه گفتین یعنی چی؟!) در مورنینگ ها چی بخونیم نگه هاریسون؟! چون ما خسته تر از اونیم که حال و حوصله این جور شوخیا رو داشته باشیم!



دکتر فاطمه خالقی
هفته نامه سپید ( www.salamatiran.com )

تاریخ ارسال: 1390/01/11


نظر شما چیست؟

کد امنیتی شکل بالا در کادر زیر درج شود

برای مشاهده و استفاده از فرم می بایست جاوااسکریپت بر روی مرورگر شما فعال باشد.

 
تعبیر خواب
تعبیر با تقویم
روایتی از قول امام جعفر صادق (علیه السلام) هست که می‌فرمایند مثلاً اگر در روز یا شب اول ماه قمری خوابی را ببینید تعبیر ندارد و صحیح نیست، یا اگر  در دوم و سوم ماه خوابی را ببینید تعبیرش برعکس می‌شود و به همین ترتیب تمام روزهای ماه را فرموده‌اند و این روایت تا حدودی هم شایع شده و گسترش پیدا کرده است.
دقت کنید که چیز کمی نیست!... یعنی شما که دیشب خوابی را دیده‌اید با دانستن تاریخ دیشب، می‌توانید ادامه مطلب...
تعبیرها و اشتباه‌ها
همۀ ما در طول شب یا روز خواب‌هایی می‌بینیم که ممکن است درست و صادق بوده و معنایی را در خود داشته باشند یا اینکه بی‌معنا باشند.
علت خواب‌های بی‌معنا چیزهایی مثل ضعف یا پرخوری قبل از خواب و یا صدای محیط زمان خواب و یا حتی می‌تواند نتیجه تلقین شیطان باشد و فقط پیامبران و معصومین (علیهم السلام) هستند که تمام خواب‌هایشان درست و صادق بوده و حسابشان جدا است. حضرت امام صادق (علیه السلام) به مفضل که از ادامه مطلب...
تعبیر با کتاب
در این مقاله می‌خواهم در مورد این بنویسم که هر کسی می‌تواند بعضی از خواب‌ها را با کتاب تعبیر خواب، تعبیر کند. بنابراین اجازه دهید ابتدا تعریفی کلی و خلاصه از نحوۀ تعبیر خواب ارائه کنم.
خواب‌هایی که ما می‌بینیم یا می‌خواهند معنایی را به ما بفهمانند و یا خیر؛ حالا چرا بعضی از خواب‌ها می‌خواهند معنایی را بفهمانند ولی بعضی خیر؟... چون این سوال بحث دیگری است نمی‌خواهم دربارۀ آن صحبت کنم.
خود این خواب‌های بامعنا نیز اکثراً به صورت مثال ادامه مطلب...
مبارزه با فراموشی خواب
تحقیقات نشان داده است که همۀ افراد در طی خواب خودشان رویا می‌بینند (به جز در برخی بیماری‌های شدید روانی)، منتها خیلی‌ها آن‌ها را فراموش کرده و فکر می‌کنند که اصلاً رویایی ندیده‌اند. هر چند خیلی از این رویاها ممکن است جزء رویاهای بدون تعبیر باشند ولی به هر حال رویا بوده‌اند.
حال سوال این است که چطور خواب خود را فراموش نکنیم؟ چطور صحنه‌های خواب را خوب و روشن به یاد آوریم؟ برای رسیدن به این هدف راه‌های زیادی وجود ادامه مطلب...
دفع بلا با صدقه
احادیث و روایات و همچنین تجربیات بسیاری وجود دارد که خداوند متعال با صدقه قضا و قدر را تغییر می‌دهد. به عبارتی دیگر با صدقه می‌توان به خواست خدا از وقوع بلایا و حوادث جلوگیری کرد. زیرا خود خداوند قضا و قدر را معین کرده و فقط خود او می‌تواند آن را تغییر دهد (که یکی از عواملی که فرموده قضا و قدر را به خاطر آن تغییر می‌دهد همین صدقه دادن است). البته این یکی از آثار صدقه می‌باشد. ادامه مطلب...
رسیدن تعبیر به دیگری
این نکته را به خاطر داشته باشید که تعبیر خواب شما ممکن است به همان کسی که در خواب دیده‌اید نرسد و به شخص دیگری مربوط شود. در واقع تعبیر خواب شما کیلومترها با آن شخصی که در خواب دیده‌اید فاصله داشته باشد! تجربۀ خودم من از خواب‌هایم این بوده که در موارد خیلی خیلی خیلی کمی تعبیر خواب به همان افرادی رسیده که در خواب دیده‌ام (به طوریکه در اکثر موارد فقط یک درصد احتمال می دهم که تعبیر ادامه مطلب...
دفع بلا و گرفتاری
بعضی از خواب‌ها آینده را پیشگویی کرده و می‌گویند که بلا و مصیبت و گرفتاری در پیش است و یا اینکه عمل زشت یا گناهی را مرتکب خواهیم شد. اگر این خواب‌ها درست و اصطلاحاً صادقه باشند، در واقع از مقدرات الهی می‌گویند و چیزهایی که پیش‌بینی آن شده حتماً به وقوع می‌پیوندند.
ولی خداوند راه‌هایی را تعیین کرده که نگذارید آن بلایا به وقوع بپیوندند و در واقع مقدرات خدا تغییر کند. در اصل خود خدا مقدرات را بوجود آورده ادامه مطلب...
کلیپ و ویدیو
بهترین ظرف برای پخت (دکتر حفیظی)
اشخاصی که در کلیپها مشاهده می کنید تعبیرگر خواب نیستند