آقای واتسون ! بیا اینجا... | تعبیرستان
آقای واتسون ! بیا اینجا...علم و فناوریدانستنیها
×
بستن

آقای واتسون ! بیا اینجا...

امروزه روزدرجای جای دنیادسترسی مردم به تلفن، این وسیله ارتباطی مهم بسیار آسان شده است اما بایداندیشیدکه همین تلفن ودرپی آن اختراعات بعدی دنیای بزرگ مارادرحد یک دهکده کوچک کرده است .
این اختراع زیربنایی، ۷مارس توسط الکساندرگراهام بل صورت گرفت وباتوجه به فرارسیدن سالگرد اختراع تلفن اشاره مختصری به شرح زندگی این مخترع وتلاش اوبرای ساخت نخستین تلفن داریم.
لکساندر گراهام بل (۳ مارس ۱۸۴۷ ـ ۲ اوت ۱۹۲۲) مخترع، مبتکر و دانشمند انگلیسی بود. بل اختراعات زیادی داشته است اما شهرت او بیشتر به خاطر اختراع تلفن است. از دیگر اختراعات معروف وی می توان از فلزیاب نام برد.
اولین پیام تلفنی بل با این جمله آقای واتسون بیا اینجا با تو کار دارم آغاز گردید. شاید اگر گراهام بل می دانست که در آستانه یک اختراع بزرگی است اولین پیام خود را با یک جمله جالبی شروع می کرد. آن جمله تاریخی البته اولین جمله کامل بود که از طریق سیم ارسال شده بود.
Mr Watson – Come here – I want to see you"
زندگی
الکساندرگراهام بل مخترع تلفن در ۳ مارس ۱۸۴۷ در شهر ادینبورگ بریتانیا زاده شد وی اگر چه چندسالی بیش به مدرسه نرفت ولی با همت خودش و تلاش خانواده هم در دوران ابتدایی و هم در دوران متوسطه شاگرد ممتازی بود او تحصیلات کالج نداشت و از آنجا که پدر گراهام بل یعنی ملویل بل متخصص فیزیولوژی صدا، اصلاح گفتار و آموزش به ناشنوایان بود در همان دوران کودکی علاقه بل به شغل پدر در او پیدا شد و او تصمیم گرفت با شغل پدر امرار معاش کند.
درسال ۱۸۷۱ میلادی الکساندر گراهام بل که درآن هنگام ۲۴ ساله بود دو برادر خود را به خاطر سل از دست داد و او خود از بیماری جان سالم به در برد و در همان سال به همراه پدر و مادر خود راهی شهر انتاریو کانادا شد، گراهام بل یکسال در کانادا با آسایش زندگی و دوران نقاهت خود را سپری کرد.
در همان سال الکساندر راهی ایالات متحده شد چون نامه ای از خانم سارافولر، مدیر آموزشگاه ناشنوایان بوستن دریافت کرد که در آن نامه از او خواسته شده بود که شغل معلمی در آن آموزشگاه را بپذیرد و از آن پس بل هرروز به کلاس درس می رفت و روشهایی که از پدر خود برای آموزش ناشنوایان یاد گرفته بود به کار می بست.
او در پایان روز آزمایش ارتعاش را با دیاپازنهای خود ازسر می گرفت، او دیاپازنهای خود را در اتاق خواب گذاشته بود و برروی آنها کار می کرد و معتقد بود که مسأله ارتعاش، مجهولات زیادی دارد. او در این زمینه به مطالعه یکی از کتابهای مشهور هلموتز، فیزیکدان نامی آلمانی، به نام تئوری وظایف اعضاء مبنی بر مطالعه احساسات شنوایی پرداخت و در همین زمان یعنی در دهه هفتاد او در کارگاه برق چارلز ویلیامز که مرجع بسیاری از مخترعان بود با تامس واتسون آشنا شد.
واتسون درآن موقع فقط بیست سال داشت اما تا آن زمان به کارهای گوناگونی پرداخته بود. مدرسه را در دوازده سالگی ترک کرد و از آن پس چندی به ظرفشویی ومدتی هم به پیشخدمتی پرداخته بود اما سرانجام به دلیل جاذبه شگفت برق به کارگاه ویلیام آمده بود او آدمی چابکدست و تیزهوش بود و در نمونه سازی مهارت داشت از این رو مخترعان او را خوب می شناختند. آشنایی بل با واتسون به این صورت بود که بل روزی در حالیکه که تلگراف هارمونیک را دردست داشت ملاقات نمود و با او در زمینه بهتر کارکردن دیاپازن ها و فرستادن چند پیام درآن واحد با یک رشته سیم صحبت کرد. بل از واتسون خواست که او را در ساخت این دستگاه یاری نماید و واتسون هم قول داد تا آنجا که بتواند با آنها یاری برساند.
از آن پس الکساندر و واتسن به آزمایش تلگراف هارمونیک دست زدند و آزمایشهای آنها پس از تعطیلی کارگاه آغاز می شد و آنها تا سرتاسر بهار سال بعد با هم کارکردند.
الکساندر و واتسن برابر هم، هریک درسویی از اتاق ایستاده بودند. سیم درازی دو دستگاه را بهم وصل می کرد، الکساندر گاه بگاه یک دیاپازن برمی داشت و به گوشش می چسباند. سپس آن را برجایش می گذاشت و کمی تنظیم می کرد و آزمایش را ازسر می گرفت. آنها به درستی نظریه خود آگاه بودند اما روش به کار بستنش را نمی دانستند. نخست نتهای را بدقت موزون می کردند و با سیم می فرستادند، اما هنگام دریافت آنها را درهم می یافتند.
بل در همین هنگام پس از آزمایش های زیاد، ناامید شد و درهمین هنگام جرقه تولید و ساخت تلفن درمغز او زده شد. او طرح خود را به واتسون توضیح داد و پس از مشورت آنها به این نتیجه رسیدند که ساخت تلفن به هزینه زیادی احتیاج دارد و ساختن حتی یک نمونه هم از از استطاعت مالی آنها به دور است. پس از یکی دوروز بل به خود جرات داد به دیدن آقای هبرد و آقای ساندرز که هردو آنها از سرمایه داران بوستن بودند برود تا از آنها پشتیبانی بکنند اما آنها استقبال چندانی از بل نکردند و به او پیشنهاد کردند که مشخصات تلگراف خود را به واشنگتن ببرد و آنرا در اداره اختراعات ایالات متحده ثبت بکند و بل رهسپار واشنگتن شد و اختراع خود را ثبت کرد.
از آن به بعد الکساندر هفته ای یک شب با واگن اسبی به خانه هبرد می رفت چون در نخستین دیدار که الکساندر برای دریافت کمک مالی به خانه آقای هبرد رفته بود دراین دیدار دوستی الکساندر بر دل آن مرد نشست، میبل دختر آقای هبرد لال بود و از اینرو پدرش از الکساندر خواست تا با روش خود با او سخن بگوید و سخن گفتن را به او یاد بدهد. پس از چند هفته دیگر چندان نیازی به آموزش نبود. زیرا میبل خوب سخن می گفت اما الکساندر هنوز هرهفته به خانه هبرد می رفت و خود را درآن خانه بیگانه نمی یافت و در همین هنگام به میبل قول داد که با او ازدواج بکند، در همین هنگام، دو همکار دیاپازن را برای کارخود کافی نیافته بودند، از این رو الکساندر برآن شد که به جای دیاپازن ازنی فولادین ارگ استفاده کند و آنها با این کار نتیجه گرفتند و توانستند صوت را انتقال دهند و امتیاز نخستین تلفن در ۷ مارس ۱۸۷۶ به او اعطا شد.در ۲۴ ژوئن ۱۸۷۶الکساندر به نمایشگاه صدساله صنایع گام نهاد. این نمایشگاه در فید مونت پارک فیلادلفیا برگزار شد. در این نمایشگاه که امپراطور برزیل هم حضور داشت، بل برنده جایزه ویژه شد.
پس از آن بل به معرفی اختراع خود در این زمینه پرداخت و در تالارهای زیادی سخنرانی کرد. در همین هنگام آقای هبرد سرمایه گذاری را در تلفن آغاز کرد و حتی راضی به ازدواج او با میبل شد و عروسی آنها ۱۱ ژوئیه ۱۸۷۷ انجام گرفت و درهمین هنگام بل به همراه میبل روانه انگلستان شد و در آنجا خانه ای را کرایه کرد و مشغول پذیرایی مهمانانی شد که هرکدام جویای آشنایی با تلفن بودند و او در انگلستان حتی در حضور ملکه هم طریقه کار تلفن را اجرا کرد.
بل وهمسرش در اکتبر ۱۸۷۸ با کشتی به سوی آمریکا روانه شدند، و بل به محض رسیدن به آمریکا روانه بوستن شد تا به دفاع از امتیاز تلفن که شرکت دسترن یونیون مدعی آن شده بود بپردازد.
او دراین دادگاه سر بلند بیرون آمد و در همان سال آقای هبرد و واستون نخستین آگهی را چاپ کردندو این آگهی تاثیر شگفت انگیزی در مردم داشت، هرکس به فکر تهیه تلفن افتاد. درسال ۱۹۱۵ یک خط تلفن سرتاسری در خاک آمریکا برقرار شد.
آن روز رئیس جمهور آمریکا از کاخ سفید در واشنگتن با فرماندار کالیفرنیا ارتباط برقرار کرده بود و صدای او را می شنید. در این جشن فقط رئیس جمهور و فرماندار شرکت نداشتند بلکه در همین هنگام بل در نیویورک پشت میزی نشسته بود و با واتسون که در کالیفرنیا بود درباره روزهای اولیه اختراع صبحت می کرد.در۲ اوت سال۱۹۲۲بل در نیویورک دیده از جهان فروبست. و او که مسیحی کاتولیک بود به آیین آنها اورا دفن کردند.



روزنامه اطلاعات ( www.ettelaat.com )

تاریخ ارسال: 1390/01/11


نظر شما چیست؟

کد امنیتی شکل بالا در کادر زیر درج شود

برای مشاهده و استفاده از فرم می بایست جاوااسکریپت بر روی مرورگر شما فعال باشد.

 
تعبیر خواب
تعبیر با تقویم
روایتی از قول امام جعفر صادق (علیه السلام) هست که می‌فرمایند مثلاً اگر در روز یا شب اول ماه قمری خوابی را ببینید تعبیر ندارد و صحیح نیست، یا اگر  در دوم و سوم ماه خوابی را ببینید تعبیرش برعکس می‌شود و به همین ترتیب تمام روزهای ماه را فرموده‌اند و این روایت تا حدودی هم شایع شده و گسترش پیدا کرده است.
دقت کنید که چیز کمی نیست!... یعنی شما که دیشب خوابی را دیده‌اید با دانستن تاریخ دیشب، می‌توانید ادامه مطلب...
تعبیرها و اشتباه‌ها
همۀ ما در طول شب یا روز خواب‌هایی می‌بینیم که ممکن است درست و صادق بوده و معنایی را در خود داشته باشند یا اینکه بی‌معنا باشند.
علت خواب‌های بی‌معنا چیزهایی مثل ضعف یا پرخوری قبل از خواب و یا صدای محیط زمان خواب و یا حتی می‌تواند نتیجه تلقین شیطان باشد و فقط پیامبران و معصومین (علیهم السلام) هستند که تمام خواب‌هایشان درست و صادق بوده و حسابشان جدا است. حضرت امام صادق (علیه السلام) به مفضل که از ادامه مطلب...
تعبیر با کتاب
در این مقاله می‌خواهم در مورد این بنویسم که هر کسی می‌تواند بعضی از خواب‌ها را با کتاب تعبیر خواب، تعبیر کند. بنابراین اجازه دهید ابتدا تعریفی کلی و خلاصه از نحوۀ تعبیر خواب ارائه کنم.
خواب‌هایی که ما می‌بینیم یا می‌خواهند معنایی را به ما بفهمانند و یا خیر؛ حالا چرا بعضی از خواب‌ها می‌خواهند معنایی را بفهمانند ولی بعضی خیر؟... چون این سوال بحث دیگری است نمی‌خواهم دربارۀ آن صحبت کنم.
خود این خواب‌های بامعنا نیز اکثراً به صورت مثال ادامه مطلب...
مبارزه با فراموشی خواب
تحقیقات نشان داده است که همۀ افراد در طی خواب خودشان رویا می‌بینند (به جز در برخی بیماری‌های شدید روانی)، منتها خیلی‌ها آن‌ها را فراموش کرده و فکر می‌کنند که اصلاً رویایی ندیده‌اند. هر چند خیلی از این رویاها ممکن است جزء رویاهای بدون تعبیر باشند ولی به هر حال رویا بوده‌اند.
حال سوال این است که چطور خواب خود را فراموش نکنیم؟ چطور صحنه‌های خواب را خوب و روشن به یاد آوریم؟ برای رسیدن به این هدف راه‌های زیادی وجود ادامه مطلب...
دفع بلا با صدقه
احادیث و روایات و همچنین تجربیات بسیاری وجود دارد که خداوند متعال با صدقه قضا و قدر را تغییر می‌دهد. به عبارتی دیگر با صدقه می‌توان به خواست خدا از وقوع بلایا و حوادث جلوگیری کرد. زیرا خود خداوند قضا و قدر را معین کرده و فقط خود او می‌تواند آن را تغییر دهد (که یکی از عواملی که فرموده قضا و قدر را به خاطر آن تغییر می‌دهد همین صدقه دادن است). البته این یکی از آثار صدقه می‌باشد. ادامه مطلب...
رسیدن تعبیر به دیگری
این نکته را به خاطر داشته باشید که تعبیر خواب شما ممکن است به همان کسی که در خواب دیده‌اید نرسد و به شخص دیگری مربوط شود. در واقع تعبیر خواب شما کیلومترها با آن شخصی که در خواب دیده‌اید فاصله داشته باشد! تجربۀ خودم من از خواب‌هایم این بوده که در موارد خیلی خیلی خیلی کمی تعبیر خواب به همان افرادی رسیده که در خواب دیده‌ام (به طوریکه در اکثر موارد فقط یک درصد احتمال می دهم که تعبیر ادامه مطلب...
دفع بلا و گرفتاری
بعضی از خواب‌ها آینده را پیشگویی کرده و می‌گویند که بلا و مصیبت و گرفتاری در پیش است و یا اینکه عمل زشت یا گناهی را مرتکب خواهیم شد. اگر این خواب‌ها درست و اصطلاحاً صادقه باشند، در واقع از مقدرات الهی می‌گویند و چیزهایی که پیش‌بینی آن شده حتماً به وقوع می‌پیوندند.
ولی خداوند راه‌هایی را تعیین کرده که نگذارید آن بلایا به وقوع بپیوندند و در واقع مقدرات خدا تغییر کند. در اصل خود خدا مقدرات را بوجود آورده ادامه مطلب...
کلیپ و ویدیو
واکنش حضرت عبدالعظیم به انحرافات عزاداری
اشخاصی که در کلیپها مشاهده می کنید تعبیرگر خواب نیستند